بررسی تأثیر «آیه نور» بر صورخیال مرتبط با نور و روشنایی در شعر عطار نیشابوری
در آثار عرفانی ایران، نمادهای «نور» و «روشنایی» جایگاهی ویژه دارند و از پرکاربردترین عناصر در بیان مفاهیم عرفانی محسوب میشوند. در میان شاعران، فریدالدین عطار نیشابوری بیش از دیگران از این نماد بهره برده است. پژوهش حاضر به بررسی این پرسش میپردازد که آیا کاربرد نور در اشعار عطار، تنها جنبهای زیباشناسانه و پراکنده دارد یا بر پایه الگویی اندیشیده و منظم شکل گرفته است. بر اساس فرضیه مقاله، «آیه نور» از قرآن کریم، بنیاد اصلی نظام نمادین نور و ظلمت در شعر عطار است و بهصورت یک ساختار معنایی و عرفانی در سراسر آثار منظوم او تکرار و بازآفرینی میشود. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل توصیفی و محتوای کیفی متون شعری است تا عملکرد عناصر تصویری مربوط به نور به دقت بررسی گردد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که عطار، عناصر ششگانه «آیه نور» را بهصورت یک نظام عرفانی کامل به کار گرفته است. تجلی الهی در جمله «الله نور السماوات و الارض» در شعر عطار به شکل آفتاب ازلی و دریای وجود تصویر شده است. سه نماد «مشکات»، «مصباح» و «زجاجه» به ترتیب با جسم، جان و قلب انسان سالک تطبیق مییابد و مسیر معرفت را از ظاهر تا باطن نشان میدهد. «شجره مبارکه» و «زیت» آن، در نماد «پیر» و «عشق» جلوه دارند؛ پیر، راهنما و منبع هدایت است و عشق، سوختی است که جان سالک را به سوی خدا میبرد. در پایان، مقام «نورٌ علی نور» در تصاویر شاعرانهای چون فنای پروانه در شمع و قطره در دریا، نشانه اتحاد سالک با حقیقت الهی معرفی میشود. در مقابل، «ظلمات» نمادهایی چون نفس، دنیا، جهل و غفلت را شامل میشود که مانع دیدار نور حقیقتاند. بر اساس یافتهها، تأثیر آیه نور بر شعر عطار نه تصادفی و تزئینی، بلکه ساختاری و بنیادین است؛ این آیه نقشه راهی کامل برای سیر عرفانی از تزکیه نفس تا فنای فیالله در جهانبینی شاعر فراهم میسازد.
بررسی نقاط اشتراک و افتراق واژگان «هوی» و «لمه» در قرآن کریم
در این مقاله، به مقایسه و تبیین نقاط اشتراک و افتراق دو واژه مهم «هوی» و «لَمّه» در قرآن کریم پرداخته شده است. هدف پژوهش، کشف ژرفای معنایی و کارکردهای این دو واژه در نظام ارزشی و تربیتی قرآن است. روش تحقیق به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع لغوی، تفاسیر معتبر و استخراج آیات مرتبط انجام شده است.ابتدا واژگان «هوی» و «لمه» از منظر لغوی و اصطلاحی بررسی گردیده و سپس موارد کاربرد یا اشارات آنها در قرآن کریم واکاوی شده است. نتایج نشان میدهد که «هوی» در آیات قرآن، غالباً ناظر به تمایلات و خواستههای نفس سرکش و غیرعقلانی است که انسان را از راه حق منحرف میکند؛ همانند «أَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ…» (جاثیه:۲۳). اما واژه «لمه» با اینکه به صورت صریح در قرآن نیامده، در روایات اهل بیت(ع) به معنای خطورات نفسانی و نفوذ القائات شیطانی و رحمانی بر قلب انسان مطرح شده و مفاهیم قرآنی مرتبط با آن قابل شناسایی است. وجه اشتراک این دو واژه در اشاره به جنبههای نفسانی و درونی انسان است، اما تفاوت بنیادین آنها در منشأ و کارکرد آنهاست: «هوی» ریشه در امیال نفسانی دارد و جنبه مخرب و انحرافی دارد، حال آنکه «لمّه» به عنوان حالتی گذرا و نفوذ نوعی الهام یا وسوسه معرفی میشود که الزماً با خواستههای نفسانی یکی نیست.در نهایت، تحلیل اشتراک و افتراق این دو مفهوم، به فهم بهتر نقش تمایلات باطنی و انگیزشهای روانی در تربیت قرآنی و نظام اخلاقی اسلام کمک میکند و زمینهساز ارائه راهکارهای بهتر جهت خودکنترلی و تهذیب نفس است.
مقصود از رسول در آیه 96 سوره طه بر اساس تفسیر المیزان
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که مصادیق روشنی ندارند و مفسران نظرات گوناگونی را ارائه کرده اند. از جمله این آیات، قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِ(طه /96) میباشد. که جواب سامری به سوال حضرت موسی (علیه السلام) از گوساله پرستی بنی اسراییل است. پژوهش حاضر درصدد کیستی أَثَرِ الرَّسُولِ از دیدگاه مفسران خصوصا علامه طباطبایی به روش توصیفی – تحلیلی است. علامه در پاسخ به این سوال که رسول کیست؟ به بیان نظرات مفسران میپردازد و همه را با دلائل متقن رد میکند ولی عجیب این است که خود مطلب را ناتمام میگذارد و کسی را تائید نمیکند و خواننده را وا میدارد که خود با توجه به قرائن به دنبال پاسخ این سوال برود.
حقوق مالی یتیم در قرآن و قوانین عراق: تحلیل تطبیقی سازوکارهای حفظ مال، نظارت و ضمانت اجرا
این مقاله با استفاده از رویکرد توصیفیـتحلیلی و روش تطبیقی، الگوی قرآنیِ صیانت از اموال یتیم را با چارچوبهای حقوقی و اجرایی کشور عراق مقایسه میکند. تمرکز مقاله صرفاً بر حقوق مالی است؛ از زمان فوت ولی تا رسیدن به «رشد» و تحویل اموال. آیات کلیدی (نساء/۲، ۵–۶، ۱۰؛ ضحی/۹) و مفاهیم محوری همچون تحویل اموال، منع خلط و اکل ناروا، و آزمون رشد، استخراج شدهاند و سپس با قواعد فقهیِ لطف، لا ضرر و احتفاظ مال مقایسه میشوند. در ادامه، این مفاهیم با قوانین و رویههای عراقی در حوزههای احوال شخصیه، مدنی، قیمومت و سیاستهای حمایتی پس از سال ۲۰۰۳ تطبیق داده شدهاند. یافتهها نشان میدهند که منطق سهگانه قرآن «حفظ و تحویل»، «نظارت مستمر»، و «ضمانت اجرا» در حقوق عراق بهصورت یک ساختار چندلایه قضایی/اداری تجلی یافته و پس از سال ۲۰۰۳ با حمایتهای اجتماعی (مستمری، آموزش رایگان، مسکن اجتماعی) تقویت شده است. با این حال، نبودِ «پروتکل استاندارد برای احراز رشد مالی» و عدم یکسانی در اجرای نظارت (در اقلیمها و مناطق محروم) هنوز هم شکاف اصلی به شمار میرود. نوآوری این مقاله در ارائه یک بسته اجرایی عملیاتی است که شامل تدوین شاخصهای سنجش رشد مالی، استقرار ثبت الکترونیکی داراییها، حسابرسی مبتنی بر ریسک، شفافیت ذینفعیِ قیم و جرمانگاری صریحتر قصور ناظر میباشد؛ بستهای که بازدارندگی اخلاقی قرآن را با بازدارندگی قضایی قانون همراستا میکند.
تحلیل جرمشناختی جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران در پرتو شریعت اسلامی
این پژوهش با رویکردی جرمشناختی–فقهی به تحلیل جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران میپردازد و میکوشد رفتارهای خشونتبار ادعایی رخداده در این مخاصمه را در پرتو اصول و قواعد شریعت اسلامی ارزیابی کند. مسئله محوری تحقیق آن است که در شرایط محدودیت دادههای میدانی، ابهام در گزارشها و فقدان دسترسی مستقیم به صحنههای درگیری، چگونه میتوان با اتکا به مفاهیم جرمشناسی و ظرفیتهای تحلیلی فقه اسلامی، به فهمی منسجم، مستدل و اخلاقمحور از رفتارهای زیانبار و مسئولیتهای ناشی از آن دست یافت. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسناد، گزارشها و چارچوبهای نظری جرمشناختی و فقهی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اصولی چون حرمت تعرض به غیرنظامیان، قاعده لاضرر، رعایت تناسب در اعمال قوه قهریه و تقدم حقالناس، قابلیت بالایی برای تبیین عنصر مادی و روانی رفتارهای مخرب، از جمله قصد، علم و نقش تصمیمگیران در فرآیند اعمال خشونت دارند. این پژوهش با تأکید بر تواضع علمی و تفکیک میان تحلیل علمی و اثبات قضایی، در پی صدور حکم قطعی نیست، بلکه هدف آن ارائه الگویی روششناختی برای تحلیل اولیه، منسجم و عدالتمدار رفتارهای خشونتآمیز بر اساس شریعت اسلامی است و نشان میدهد که پیوند جرمشناسی و فقه میتواند چارچوبی بومی و معتبر برای فهم و نقد اخلاقی چنین وقایعی فراهم آورد.
واکاوی تأثیر نظریه حرکت جوهری بر تفسیر آیات خلقت در "تفسیر القرآن الکریم" ملاصدرا
در تفسیر القرآن الکریم ملاصدرا، نظریه حرکت جوهری نهتنها نقشی کلیدی در تبیین آیات خلقت ایفا میکند، بلکه تأثیری بنیادین بر رویکرد او در مواجهه با این آیات گذاشته است. این نظریه، دیدگاه ملاصدرا را از تفسیر ظاهری و ساکن خلقت، بهسوی درکی پویا و مستمر از آفرینش هدایت کرده است. بر اساس درک وی از حرکت جوهری که بر "جنبش مستمر وجود، تجدد ذاتی هستی و عدم ثبات ماهیات" تأکید دارد، ملاصدرا آیات مربوط به "حدوث حالات انسان و تغییرات او" و همچنین "تغییر در اوضاع آسمان و زمین" را نه بهعنوان رخدادهایی ثابت و یکباره، بلکه بهعنوان بازتابی از یک جریان دائمی و تحولی وجودی تحلیل میکند. این تأثیر عمیق به او اجازه میدهد تا از عرصه الفاظ، به متن موجودات و پدیدههای عالم گام نهاده و با روش مکاشفه خود، به تفسیرات فلسفی-عرفانی دست یابد که حاکی از آفرینشی همیشگی و جریاندار است، و از افتادن در دام صرف تخیّل و تمثیل و حمل الفاظ به مجرد تخیّل، که آن را امری نادرست و غیرجایز میداند، پرهیز نماید. بدین ترتیب، حرکت جوهری، ملاصدرا را قادر میسازد تا با بکارگیری معانی عمیقتر، تفسیری فلسفی و عرفانی از آیات خلقت ارائه دهد که فراتر از هرگونه تفسیر ثابت و ایستا است و جهان را آیهای زنده و در حال تجدد برای ربوبیت خداوند میداند.
جایگاه خیال در نظام معرفت شناسی سهروردی
در نظام حکمت اشراقِ شهابالدین سهروردی، معرفت و هستی بر بنیاد نور استوار است و قوهی خیال در این میان، نقشی بنیادین در پیوند میان حس، عقل و شهود اشراقی دارد. سهروردی با طرح عالم مثال یا عالم خیال منفصل، مرتبهای از هستی را معرفی میکند که میان محسوس و معقول قرار دارد و صور مثالی در آن، واسطهی انتقال معنا از عالم نورانی به ذهن انسانی هستند. قوهی خیال در انسان، که همان خیال متصل است، ابزار درک و بازتاب این صور میگردد. از این منظر، شناخت نه صرفاً حاصل ادراک حسی یا عقلانی، بلکه فرآیندی نوری است که در آن، تخیل نقش میانجی معرفت را ایفا میکند. در این مقاله با رویکرد تحلیلی–فلسفی، جایگاه معرفتشناختی قوه و عالم خیال در نظام اشراقی سهروردی بررسی شده است. ابتدا مبانی وجودی و نوری عالم خیال تبیین گردید؛ سپس مراتب علم از حس تا اشراق و حضور، و نقش خیال در پیوند این مراتب تحلیل شد. در بخش پایانی، مسئلهی بیانپذیری یا بیانناپذیری معرفت خیالی و نسبت آن با حقیقت نوری از منظر سهروردی و مفسران او هانری کربن و یزدانپناه مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه نشان میدهد که در حکمت اشراق، خیال نه تخیلی وهمی بلکه مرتبهای وجودی و معرفتی است که امکان تجلی حقیقت نوری را در صور تمثیلی و شهودی فراهم میسازد؛ بدین معنا، معرفت خیالی در این نظام، معرفتی نوری و حضوری است که تنها از رهگذر اشراق و تحضیر نفس حاصل میشود.
زیباییشناختی از دیدگاه علامه جعفری و دیویی مبتنی بر تربیت اخلاقی
زیباییشناسی بهعنوان یکی از مهمترین حوزههای فلسفه تربیت، نقش تعیینکنندهای در رشد ابعاد مختلف شخصیت انسان ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه تطبیقی دیدگاههای علامه محمدتقی جعفری و جان دیویی درباره زیباییشناختی مبتنی بر تربیت اخلاقی انجام شده است. در این مطالعه، با رویکردی کیفی و استفاده از تحلیل متون و منابع اصلی مرتبط با آرای دو متفکر برجسته، مفاهیم کلیدی زیباییشناسی، رابطه آن با تربیت اخلاقی و دلالتهای تربیتی هر دیدگاه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیلی و روش استنتاجی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در اندیشه علامه جعفری، زیبایی و اخلاق پیوندی وجودی و ماهوی دارند و تجربه حقیقت و کمال انسان در گرو شناخت و درک زیباییهای آفرینش و هنر است؛ به گونهای که تربیت زیباییشناختی زمینهساز تعمیق معرفت و فضایل اخلاقی در انسان است. در مقابل، جان دیویی با تأکید بر تجربه زیباشناختی، رشد عاطفی و خلاقیت را عامل تقویت حساسیت اخلاقی و مسئولیتپذیری دانسته و هنر را بستر شکلگیری ارزشهای انسانی و اجتماعی تلقی میکند. با وجود تفاوت در مبانی هستیشناختی و معرفتشناختی، هر دو اندیشمند بر اهمیت تربیت زیباییشناختی و اثر آن بر پرورش اخلاق و شخصیت انسان تاکید دارند. دلالتهای پژوهش نشان میدهد که توجه به ابعاد زیباییشناختی در آموزش، میتواند نقش مهمی در تربیت اخلاقی دانشآموزان، ایجاد معنای مشترک و تعمیق ارزشهای انسانی در نظام آموزشی ایران ایفا کند.
دربارهی مجله
معرفت و بصیرت اسلامی یک نشریه علمی با دسترسی آزاد است که به پیشبرد گفتمان علمی در حوزه مطالعات اسلامی میپردازد و تلاش میکند تا با پیوند بین دیدگاههای سنتی و معاصر، مباحث متنوعی همچون فلسفه، فقه، الهیات، عرفان، اخلاق و مطالعات فرهنگی را مورد بررسی قرار دهد. این نشریه بستری برای پژوهشگران و اندیشمندان از سراسر جهان فراهم میآورد تا نتایج تحقیقات اصیل، نقدهای تخصصی و دیدگاههای نوآورانه خود را به منظور ارتقای دانش و کاربردهای اسلامی برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی منتشر کنند.
معرفت و بصیرت اسلامی با پیروی از قوانین cope به صورت فصلی منتشر میشود و در راستای رعایت بالاترین استانداردهای علمی، تحت نظارت دقیق تحریریه و فرایند داوری دقیق، مقالات علمی را بررسی و منتشر میکند. این نشریه مخاطب جهانی را هدف قرار میدهد و به تبادل علمی بینرشتهای و بینفرهنگی میپردازد و بدینوسیله غنای مطالعات اسلامی و علوم انسانی و اجتماعی را افزایش میدهد.
فصلنامه علمی پژوهشی "معرفت و بصیرت اسلامی" از کمیسیون ارزیابی نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1402 موفق به کسب رتبه ب شده است.
درباره فصلنامه علمی پژوهش معرفت و بصیرت اسلامی
- وضعیت چاپ: الکترونیکی
- دوره چاپ: فصلنامه
- زبان مجله: فارسی
- حوزه تخصصی: تحلیل فلسفی و الهیاتی، مطالعات فقه و حقوق اسلامی، اخلاق و معنویت، مطالعات اجتماعی- فرهنگی و دینی، عرفان
- هزینه انتشار مقالات (داوری، طراحی و چاپ): بر اساس ابلاغیه کمیسیون نشریات وزارت عتف (دانلود)
- نوع مجله: علمی پژوهشی
- دسترسی به مقالات: رایگان
- نمایه شده: بله
- نوع داوری: دو سوناشناس (حداقل دو داور)
- مدت زمان بررسی اولیه: 10-15روز
- زمان داوری: حداقل 4 تا 10 هفته
- هزینه داوری: رایگان
- ایمیل مجله: ikij.journal@gmail.com
به اطلاع کلیه نویسندگان محترم میرساند با توجه به الزامی شدن انتشار کد (ORCID) برای نشریات از طرف وزارتخانه خواهشمند است در قسمت ارسال مقاله، فیلد کد (ORCID) را برای تمام نویسندگان تکمیل و سپس مقاله خود را ارسال نمایید. جهت دریافت فایل راهنمایی دریافت کد (ORCID) اینجا کلیک نمایید.